دوره مشروطیت:
چهره های این دوره عبارتند از
: شیبانی، قائم مقام، بهار، ایرج میرزا، ادیب پیشاوری، ادیب نیشابوری، ادیب الممالک، دهخدا، سید اشرف (نسیم شمال)، عارف، میرزاده عشقی، لاهوتی و فرخی.صدای اصلی مشروطیت، بیشتر یا میهن پرستی است یا انتقاد اجتماعی و این صدا بیشتر در شعر ایرج و بهار دیده می شود.
قبل از مشروطه، مفهوم آزادی که مترادف دموکراسی غربی است به هیچ وجه وجود نداشت. آزادی به معنای دموکراسی غربی با مشروطیت آغاز می گردد.
بهترین ستایش از آزادی در آثار بهار وجود دارد و زیباترین ستایش ها از مفهوم وطن، باز هم در دیوان او به چشم می خورد.
خصایص تکنیکی این دوره به طور کامل تغییراتی پیدا کرده است. زبان شعر مشروطه، اندک اندک به زبان کوچه نزدیک می شود، چه از لحاظ نحو و چه از لحاظ صرف، یعنی واژگان. زبان شعر مشروطیت واژگان اروپایی را هم کم کم به خودش راه می دهد.
تخیل شعر مشروطیت، جز در یکی دو نفر اصلاً تغییر نکرده، مثلاً در شعر عشقی نمونه های تخیل تازه را می بینیم. نمونه موفق تحول در تخیل، میرزاده عشقی است که در «سه تابلو مریم» او نمونه کامل آن دیده می شود. این تحول در ایرج میرزا هم با احتیاط و محافظه کاری بیشتر به چشم می خورد.
فرم شعر مشروطه از فرم های تثبیت شده کلاسیک، کم و بیش فاصله می گیرد و با این که بزرگ ترین شاعر این دوره، یعنی بهار یک کلاسیک برجسته است و هنرش در تقلید اسالیب قدماست، اما سید اشرف و عارف قزوینی و میرزاده عشقی در فرم، کم و بیش دست برده اند، به هر حال، فرم و قالب شعر مشروطه، تا حد زیادی متفاوت از شعر قبل از مشروطه است.





