تبليغاتX
ققنوس
شعر ایران و جهان - نقد و بررسی - شرح و تفسیر - شاعران

 

 

www.nima-yooshij.blogfa.com

 

نام دیگر این نوشته می تواند-در غرب خبری نیست- باشد۰ و با این نام به تصویری کلی که این نوشته از موقعیت شعر در فضای ادبی هنری غرب ترسیم خواهد کرد می توانیم برسیم۰ واقعیت شعر در اروپا و آمریکا واقعیتی نا امید کننده است۰ واقعیتی که نشان از سپرانداختن شعر در مواجهه با اقتدار هنر سینما دارد. تسلط بی چون و چرای فناوری بر فرهنگ نتیجه ای جز فربه شدن هنرهایی که از فناوری تغذیه می شوند و انزوای هنرهایی که توان خود را از آن نمی گیرند نداشته است. جهان رسانه ای امروز سینما را شایسته خبر بودن می داند و چنین است که هنرهای دیگر را در نسبت با آن ارزش می نهد. رمان خوب است زیرا قابلیت سینمایی شدن را دارد... و شعر که از وصف و شرح تک ساحتی سینما می گریزد محکوم به خروج از رسانه هاست...

 

تصویر مایوسانه ای که از موقعیت شعر در جهان غربی ارائه شد از نگاهی متوقع بر می خیزد. نگاهی که بر موقعیت پرشکوه شعر تا اوایل قرن بیستم میلادی متکی ست. این نگاه خلاف آنچه می نماید نگاهی واقع گرا نیست زیرا به آسانی از جایگاه رسانگی شعر چشم پوشیده است. یکی از خبرهای اصلی هنری رسانه ها خبر شعر است. ارزش خبری شعر را از فضایی که هر روز در رسانه های گوناگون به خود اختصاص می دهد می توان دریافت. تقریبا رسانه مکتوب مهمی را در غرب نمی توان یافت که دست کم صفحه ای را به شعر -خبر نقد و انتشار اثر-نسپرده باشد. در رسانه های دیداری و شنیداری نیز وضع به همین منوال است و شعر جایگاه تثبیت شده ای دارد. علت این وضع را در پدیدار شناسی شعر باید جست. شعر از ابزاری سود می جوید که زبان گفتاری با آن شکل می گیرد. یعنی کلمه. آدمی با کلمه می اندیشد-با کلمه منظور خود را بیان می کند -با کلمه در جامعه انسانی ارتباط برقرار می کند و با کلمه است که به افسون شعر دل سپرده است. می توان پیشتر رفت و با اطمینان گفت که شعر را از آدمی نمی توان جداکرد.

 

با وجود این نگاه مایوسانه ابتدای این نوشته چندان بیراه نیست. نزدیک به یک سده است که اتفاق تعیین کننده ای در شعر نیافتاده است. شاید آخرین اتفاق مهم شعری ظهور سورئالیسم باشد که تغییری اساسی در رفتار ادبی شاعران بعد از خود گذاشت و دامنه تاثیرش به چهارگوشه عالم رسید. پس از سوریالیسم عملا به هیچ اتفاق شعری که چنین تاثیری داشته باشد تا به امروز بر نخورده ایم. حتی جنبش بیت ها که همسو با هیپیسم در آمریکا ظهور کرد و بر ادبیات آمریکا تاثیری قابل ملاحظه داشت. -در مقایسه با سورئالیسم به یک واقعه محلی تبدیل می شود. در ادبیات اروپایی غیرانگلیسی زبان حتی به یک پیشنهاد جدی در اندازه های بیت ها نیز برخورد نمی کنیم در حالی که مثلا رمانتیسم را آلمانها و سمبولیسم را فرانسوی ها پایه ریختند. از سوی دیگر پس از کتاب سرزمین هرز الیوت کتاب شعری که مانند این کتاب بر شعر جهانی اثر و نفوذ داشته باشد به ذهن خطور نمی کند و نمونه هایی چون آناباز سن ژون پرس -کانتوهای ازراپاوند         زوزه -الن گینز برگ و سنگ آفتاب - اوکتاویوپاز دامنه نفوذشان بسیار کمتر از کتاب الیوت بوده است۰ شعرهای پراکنده گارسیا لورکا و ولادیمیر مایاکوفسکی از قلم نیافتاده است بلکه از حیثیت یک کتاب خارجند. ...      

سید احمد نادمی

WWW.NIMA-YOOSHIJ.BLOGFA.COM

 


+ نوشته شده در  دوشنبه 24 تیر1387ساعت 21:46  توسط امین تقوی - خراسان  | 

 

اگرچه به نظر مي رسد كه رسانه هاي ديداري و شنيداري گوي سبقت را از ساير هنر ها ربوده اند- اما با مطالعه و شناختي هرچند نسبي در هنرهاي ديگر مي توان به قابليت هاي منحصر به فرد هر رشته هنري پي برد كه همان ، عامل پويايي و تضمين كننده حيات آن مي باشد. شعر نيز كاركردهاي منحصر به فرد و قابليتهاي فراوني دارد كه بجاست اگر شاعران با توجه به حضور سنگين رسانه هايي همچون تلويزيون ، راديو و اينترنت  بيشتر به آن بپردازند.

اگر نتوان فهرست دقيق، كامل و جامعي از اين قابليتها ذكر نمود،شايد بتوان حداقل با ذكر يك مثال بطور كلي مقصود را بيان كرد:

 

مقايسه اي اجمالي بين هنرهاي ديداري –شنيداري  و شعر

 

 مثال:

 

دم غروب، ميان حضور خسته اشيا

نگاه منتظري حجم وقت را مي ديد.

و روي ميز، هياهوي چند ميوه نوبر

به سمت مبهم ادراك مرگ جاري بود.

و بوي باغچه را، باد،روي فرش فراغت

نثار حاشيه صاف زندگي مي كرد.

و مثل باد بزن ذهن سطح روشن گل را

گرفته بود به دست

و باد مي زد خود را         

 

(هشت كتاب-مسافر-ص 303)

 

صرف نظر از معاني– كلي و پيوسته عناصر و تركيبات اين قطعه شعر، به تركيباتي بر مي خوريم كه به نظر مي رسد بيان مفهوم و انتقال معناشان به اين سهولت بيشتر در اختيار شعر باشد:

 

«حضور خسته اشيا»

«فرش فراغت»

«حاشيه صاف زندگي»

 

اگر نتوان به طور قطع گفت كه سينما و تلويزيون در نمايش (حضور خسته اشيا ، فرش فراغت و حاشيه صاف زندگي) ناتوان هستند شايد بتوان گفت براي رساندن اين مفاهيم كار آساني پيش رو ندارند ؛ در حاليكه شاعربراحتي  با يك تركيب ساده، استعاره يا تشبيه و ... قادر است تخيل خود را  به مخاطب منتقل نمايد.

در اين باب سخن فراوان است ولي به خاطر پرهيز از تطويل مقاله فعلا با دو شعر از اخوان گفتار را به پايان مي بريم.

 

نوخسرواني 4

گل از خوبي به مه گويند ماند ، ماه با خورشيد

تو آن ابري كه عطر سايه ات چون سايه عطرت

تواند هم گل و هم ماه و هم خورشيد را پوشيد

 

نو خسرواني 6

چه بود اين - از سبك روحي چو آواي تو در گوشم؟-

پري، چون سايه مهتابي پروانه؟ يا عطري

نسيم آورده يا گلبرگ؟ يا دست تو بر دوشم؟

 

(شعرها:

شعر نو از آغاز تا امروز جلد2

محمد حقوقي

صفحه 655 نشرثالث)

 

 

WWW.NIMA-YOOSHIJ.BLOGFA.COM


+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 تیر1386ساعت 11:34  توسط امین تقوی - خراسان  |