مثال:
نرگس(نارسيس):
اي قديمي ترين عكس نرگس در آئينه حزن!
جذبه تو مرا همچنان برد.
تا هواي تكامل؟
شايد
(هشت كتاب ص 435)
در اساطير يونان آمده است كه نارسيس چندان به زيبائي خود فريفته بود كه حتي به عشق ايزد بانوان هم وقعي نمي نهاد. يك روز ، كنار چشمه اي عكس خود را در آب مي بيند و شيفته خود مي شود . در آب مي جهد تا تصوير خود را در آغوش كشد و بدين ترتيب غرق مي شود و مي ميرد. خدايان او را به گل نرگس(نارسيسيوم) تبديل مي كنند تا بركناره جويبارها برويد و ناظر زيبايي خود در آبهاي زلال باشد.
سپهري در اتاق آبي نيز مي نويسد: نارسيس بر لب آب به تنها ترين آنِ هستي خود مي رسد.
ازكتاب سياه و سپيدصفحات 76 و 98
نوشته داوود هزاره
نشر پاژ-مشهد
WWW.NIMA-YOOSHIJ.BLOGFA.COM






