از کوتای ۱۳۳۲ تا ۱۳۴۰
این دوره از کودتای ۱۳۳۲ شروع می شود. چهره های این دوره عبارتند از: اخوان ثالث، شاملو، نادرپور، مشیری، ابتهاج، کسرایی، نیما یوشیج که تا اواسط این دوره فعالیت می کند، محمد زهری، فروغ فرخزاد.
صداهایی که در این دوره می شنویم اول صدای تکامل رمانتیسم است و آن صدای افسانه نیماست و دوم صدای سمبولیسم اجتماعی است که در دست کم دو یا سه شاخه به گوش می رسدکه می توانیم آن را در شعر زمستان اخوان ثالث نشان بدهیم، صدای:
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت سرها در گریبان است.
و شاخه دیگر آن، صدای شاملو است که در اوایل این دوره می گوید:
نازلی بهار خنده زد و ارغوان شکفت
در خانه زیر پنجره گل داد یاس پیر . . .
این صدای صدای آن هایی است که درگیر مسائل اجتماعی هستند.
مسائل اصلی و درونمایه های شعر این دوره عبارتند از: مساله مرگ و مساله یاس و ناامیدی عجیبی که بر شعر این دوره حاکم است.
خصایص تکنیکی: اولین مساله تحول شعر فارسی است. زبانی که ادبیات کلاسیک از آن برخوردار بود، جایش را به زبان ادبیات عصر مشروطه داد و ادبیات عصر مشروطه زبانش را به زبان محدود - ولی شسته رفته- رمانتیک ها داد و رمانتیک ها در این دوره، اندک اندک زبان را سنجیده تر کردند و آن ها را به نسل شعرای دیگری که قلمرو محدود تجارب رمانتیک ها را قبول نداشتند سپردند.
از لحاظ موسیقی شعر، تقیدهایی که به عروض کلاسیک در شعر رمانتیک ها بیش و کم دیده می شد، در شعر این دوره شکسته می شود و فرم رایج شعر، فرم آزاد نیمایی است.
و به لحاظ تخیل، دیگر آن محدودیت تخیل رمانتیک ها که در فضای مهتابی و سایه های گریزنده خیال زندگی می کردند، به چشم نمی خورد. تخیل شعرا در ابعاد زندگی وسعت بیشتری پیدا می کند و بسیاری از زمینه هایی که رمانتیک ها جرات نمی کردند آن را تجربه کنند، در شعر این دوره عرضه می شود.
WWW.NIMA-YOOSHIJ.BLOGFA.COM

بعد از شهریور بیست چهره ها تقریبا عبارتند از: نیما، خانلری، گلچین گیلانی، توللی، افراشته، حمیدی، بهار، منوچهر شیبانی، شهریار، سایه، کسرایی، رحمانی، شاملو، شاهرودی (آینده) و نادرپور.
صداهایی که می شنویم سه جورصداست، اول صدای ادبیات کارگری:
افراشته! من معتقدم شعر نسازی
حیف از ادبیات که شد مسخره بازی!
صدای دوم ادامه همان رمانتیسم عصر رضاشاهی است، منتها رقیق تر و خالص تر شده است:
در نیمه های شامگاهان آن زمان که ماه
زرد و شکسته می دمد از طرف خاوران
استاده در سیاهی شب مریم سپید
آرام و سرگردان
سوم، مترقی ترین صدا باز صدای نیماست که دیگر آن صبغه و جنبه رمانتیک را ندارد و کاملا اجتماعی و سیاسی است و نوع حرکت بیشتر به طرف سمبولیسم اجتماع گرا است:
در تمام طول شب
کاین سیاه سالخورده انبوه دندان هایش می ریزد . . .
در فاصله بین صدای رمانتیک ها و صدای سمبولیسم اجتماعی نیما، صدای نوعی شعر اجتماعی خطابی هم شنیده می شود که بهترین نمونه هایش در مجموعه شبگیر سایه (هوشنگ ابتهاج) می توان دید.
اما مسائل اصلی و درونمایه های شعر این دوره: اولین مساله مهم رشد اندیشه های سوسیالیستی است.
در این دوره انتقادهای سطحی دوره رضاشاهی جایش را به انتقادهای بنیادی می دهد و زبان به شعر محض نزدیک تر می شود و شعر - در همان زبان کنایه ای - متوجه بنیادهای اجتماعی است.
یکی ازخصلت های شعری این دوره نگرانی شاعران نسبت به پیرامونش بود.
WWW.NIMA-YOOSHIJ.BLOGFA.COM

تعلل دستگاههای دولتی در ارایه درخواست نامگذاری سالی به نام فردوسی
گروه فرهنگ وهنر: چندی پیش دکتر سید طه هاشمی رئیس پژوهشکده سازمان میراث فرهنگی از اولویت ارائه پیشنهاد نامگذاری یکی از سالهای میلادی آینده به نام فردوسی خبرداده و تاکید کرده بود: برای معرفی و تکمیل پرونده هر کدام از مشاهیر ایرانی باید اطلاعات و مستنداتی به یونسکو ارائه شود اما درباره فردوسی تنها آوردن نام وی کفایت می کند.
دکتر محمد جعفر یا حقی گفت: سال قمری جاری هزارو صدمین سال تولد فردوسی است و به همین مناسبت در پاییز سال آینده کنگره بین المللی بزرگداشت فردوسی در خراسان برگزار خواهد شد و ما این کنگره را در مقیاس بین المللی برگزار خواهیم کرد.
یاسر موحد دلیل توفیق کشورهایی نظیر ترکیه تاجیکستان و مصر را در جلب نظر یونسکو عملکرد نهادهای فرهنگی غیردولتی آنها می داند و می گوید: پیشنهاد ما این است که سازمان میراث فرهنگی-گردشگری و صنایع دستی از توان تشکل های غیردولتی و توانمندی آنها برای جلب فضای بین المللی جهت نامگذاری و ثبت سال به نام بزرگان ایران استفاده کند.
موحد با اشاره به فعالیت قزاقستان برای ثبت فارابی و سهروردی به نام این کشور با حمایت سوریه و ثبت نام رودکی به نام تاجیکستان می گوید: دائرة المعارف بین المللی موسیقی فارابی را موسیقیدان ایرانی ثبت کرده و تاجیک ها خود معترفند که رودکی از چهره های سر شناس خراسان بزرگ است. در نتیجه احساس می شود که برای ثبت مفاخر خود باید فعالیت بیشتر و پیگیرتری صورت دهیم
WWW.NIMA-YOOSHIJ.BLOGFA.COM

یکی از نشانه های آشکار رفتار نا هنجار با زبان ساختن مصدرهای جعلی است که البته فقط مختص زمان ما نیست در گذشته کسانی مثل طرزی افشاری یا دندانی به قصد شوخی دست به این کار زده اند به طور مثال مکیدن به جای مکه رفتن یا آبیدن به جای آب خوردن
اما جای تعجب اینجاست در روزگار ما این اتفاق توسط گروهی از شاعران به اصطلاح پیشرو و در مواردی پر آوازه مورد استقبال قرار گرفته وعجیبتر اینکه این اتفاق در عصر ما نه به قصد شوخی بلکه به عنوان یک کشف ادبی و حتی یک حادثه در زبان مورد استقبال قرار گرفته .
اگر در مورد این موضوع چیزی میدونید دوست دارم بدونم






