تبليغاتX
ققنوس
شعر ایران و جهان - نقد و بررسی - شرح و تفسیر - شاعران

تمام من که حل شد درون چای

تمام تو که می شود

دودهای تو در تو

یک سیگار

آخرین پُک

بدل به آه

حواسم می پرد بیرون

شاید،

توی آینه

که همراه با عشق زردم می رقصم

 و بوسه هایم سُر می خورند

روی نلبکی

تا با همزادم

کمی بازی کنم حالا بهتر است برگردم

درون این فنجان

که گرداگردم می شکند

من را . . .

شاید . . .  

 

WWW.NIMA-YOOSHIJ.BLOGFA.COM

 


+ نوشته شده در  یکشنبه 1 اردیبهشت1387ساعت 10:46  توسط خانم ابودوله - خوزستان  | 
  سهراب سپهری در ۱۵/مهر سال/۱۳۰۷ در کاشان چشم به جهان گشود وی پس از گذراندن مقاطع ابتدایی و دبیرستان و اتمام دوره دانشسرای مقدماتی به استخدام اداره فرهنگ وهنر درآمد. در سال ۱۳۲۶ نخستین مجموعه شعر خود را تحت عنوان در کنار چمن منتشر ساخت.

    چند سال بعد سپهری از اداره فرهنگ استعفاء داد و وارد دانشکده هنرهای زیبایی دانشگاه تهران شد. در سال ۱۳۳۰، سپهری دومین یا به تعبیری نخستین مجموعه شعر نیمایی خود را با نام مرگ رنگ منتشر کرد. وی چند سالی را به طور مداوم به گشت و گذار و تحقیق در نقاشی و حکاکی در فرانسه، ایتالیا، ژاپن و هند گذراند. و در پی آن در سال ۱۳۴۰ مجموعه های در «آوار آفتاب» و «شرق اندوه» را انتشار داد. اما سپهری با مجموعه شعر «صدای پای آب» را به شهرت و محبوبیت رسید. و در سال های ۱۳۴۵، ۱۳۴۶ دو مجموعه شعر موفق دیگر نیز با نام های «مسافر» و «حجم سبز» از وی منتشر شد.

    آخرین مجموعه شعر سهراب «ماهیچ، ما نگاه» به چاپ رسیده است در نخستین مجموعه شعر سپهری در کنار چمن سبک سهل ممتنع زهره، و منوچهر ایرج میرزا دیده می شود.

تاثیرپذیری از نیما و عرفان شرق

«مرگ رنگ» دومین مجموعه شعر سپهری است که اشعار چهارپاره و نیمایی او را دربر میگیرد. زبان نیما در اشعار این مجموعه کم و بیش دیده می شود. سپهری از جمله نیماگرایانی است که پس از مدتی راه خود را از نیما جدا می سازد. چرا که بافت کلام، جهان بینی و نگرش و تلقی سپهری از طبیعت و اجتماع و فرهنگ با نیما تفاوت فاحشی دارد.

   شمی لنگرودی می نویسد: «سپهری بعد از آشنایی با شعر و اندیشه هوشنگ ایرانی به بودیسم و عرفان روی آورد که نخستین حاصل آن آوار آفتاب بود.» اما نکته حائز اهمیت این که سهراب در آوار آفتاب در پی تقلید صرف از اندیشه و نگاه ایرانی نیست.

   شمس لنگرودی می افزاید اگر چه رنگ دید و اندیشه هوشنگ ایرانی در مجموعه آوار آفتاب کاملاْ مشخص و پیداست، ولی روح آرامش طلب سپهری که به مرور بدان دست می یابد آوار آفتاب را از اشعار طوفانی هوشنگ ایرانی متمایز می کند.

    دکتر سیروس شمیسا درباره تاثیر سهراب از عرفان و فلسفه هندی می نویسد: من دقیقاْ نمی دانم که سهراب سپهری تا چه حد با آراء و عقاید عارف معروف کریشنا مورتی آشنا بوده است. اما فلسفه او بسیار نزدیک به کریشنا مورتی است.

    همچنین کلیا شتورینا درباره تاثیرپذیری او از عرفان هندی می نویسد: بسیاری از آثار او نشانه آن است که شاعر «ودا» و «اوپانیشاد» را مطالع کرده و علاوه بر این طرح ساده بعضی از اشعار فلسفی- عرفانی شاعر، نشان دهنده افکار فلسفه «بودا» در اوست.

  با این اوصاف، نمی توان اشعار عرفانی سهراب را صرفاْ به فلسفه عرفانی هند نسبت داد. و آن چه از اشعارش استنباط می شود. این است که سهراب با متون عرفانی و اسلامی ادبیات کهن فارسی نیز آشنایی کافی داشته است واز این متون تاثیر پذیرفته است ومی توان گفت دید عرفانی سهراب تلفیقی از آراء و عقاید عرفان هندی واسلامی است مطالعه ای متون عرفانی وفلسفه ای شرق موجب خلاقیت و آفرینش سپهری است.  نحوه برخورد او با طبیعت و دید عرفانی سهراب باعث می شود که وی آمادگی ثبت جدیدترین تصاویر را در عرصه شعر داشته باشد. برای سپهری تمام ذرات عالم می توانند دارای معنویت،روح، عاطفه و احساس باشند و این نکته در شعر سپهری از اهمیت فراوانی برخوردار است. او همواره در شعرهای خود ماده را به روح و  روح را به ماده تبدیل می کند. از این رو همه چیز برای او قابل تبدیل است.

   دید عرفانی و عشق به طبیعت و تلفیق آن ها، سهراب را به انزوا می کشندد چنان که این تنهایی در اکثر اشعار او حضوری نمایان دارد. پرداختن به این مقولات موجب می شود سهراب از وقایع و اتفاقات سیاسی و اجتماعی روزگار خویش دور شود تا آن جا که از اشعار شعر را نمی توان یافت که اشاره حتی کنایی یا استعاری به واقعه یا حادثه ایی سیاسی یا اجتماعی داشته باشد.  زیرا شعر برای سهراب کشف و شهود و اشراق است و همین مسئله او را از زندگی ماشینی و اجتماعی دور کرده است.

    سهراب علاوه بر شعر به نقاشی عشق می ورزید و بیشتر وقت او صرف کشیدن تابلوهایی از طبیعت بود.  بدین خاطر طبیعت  بر اشعار وی نسبت به شاعران دیگر از جلوه خاص برخوردار است.

 

WWW.NIMA-YOOSHIJ.BLOGFA.COM

 


+ نوشته شده در  یکشنبه 1 اردیبهشت1387ساعت 10:38  توسط خانم ابودوله - خوزستان  |